یادداشتهائی در باره انسان , سازمان و اجتماع
زرق و برق اسلامي همه چيز در ظاهر وجهه اسلامي به خود گرفته است؛ اعليحضرت پادشاه، به خادم الحرمين الشريفين تبديل شده است. لجنه اي از سوي او مامور تهيه و چاپ قران مي شود و مصحف المدينه النبوي در صدها هزار نسخه هر ساله در عربستان و سراسر جهان چاپ و منتشر مي شود . در صفحه اول، همه مزين به نام او و اشاره او براي چاپ قرآن و تذکر " يهدي و لايباع ". مساجد بسيار زيادي در شهرها موجود است و نمازهاي جمعه و جماعت همه برپا و صداي اذان و قران همه جا بلند. با برخاستن بانک اذان، نماز بر همه چيز مقدم مي شود و کسب و کار تعطيل شده و همه به سوي مساجد روان مي شوند و در جماعت به نماز مي ايستند و در جمعه ها سخنان خطيب جمعه را مي شنوند. صداي قران و تفسير آن و احکام، همه جا به گوش مي رسد. حجاب زنان کامل و بلکه اکمل است. امنيت ظاهري کاملا برقرار است. گنبدها و مناره ها و ظواهر مساجد همه پر زرق و برق و پر رونق است. کمک هاي مالي بسيار فراوان براي چاپ قران و کتب و ساخت مساجد در خارج از مرزها قابل احصا نيست. همه کارها و شروع جملات در راديو و تلويزيون و خطبه ها و خطابه ها، به نام خدا مزين است. پرچم ملي کشور نيز حکايت از مذهبي بودن کشور دارد. مساجد نيز از نظر کميت بسيار زياد و از لحاظ ظاهر پرزرق و برق و زيباست. در مسجد النبي معماري زيبايي به کار رفته، ستونهاي متعدد و گنبدهاي زيبا و مناره هاي بلند و لابد در مسجد الحرام نيز وضع به همين ترتيب است. طبيعي است اين همه ظواهر وقتي مي تواند موثر - و بويژه در آنچه که به حج مربوط است اثر گذار- باشد که معنوي و محتوايي نيز باشد. اما برخي شواهد و واقعيات نشان از آن دارد که دستاورد اين همه ظواهر اسلامي به جز اندکي نيست و اگر با دستاوردهاي مسلمانان صدر اسلام و اسلام نبوي مقايسه شود-که چه بسا هيچ يک از اين ظواهر وجود نداشت و اصل بر سادگي و توجه و تقوي و مجاهدت بود- نه تنها نتايج قابل اعتنا نيست، بلکه در بسياري موارد، ياد آن خاطره ها را بر نمي انگيزد و اثر آن مجاهدات را نمي نماياند. اگر خدمت به حرمين شريفين است، اين خدمت فقط در بسط و گسترش اماکن و سقايت حاج و امارت مسجد الحرام ـ آنگونه که قرآن مي گويد: اجعلتم سقايه الحاج و اماره المسجد الحرام ـ خلاصه شده است و در غير اين دو ، بسياري از آثار و اثرات تداعي کننده مجاهدت ها و تلاش هاي مسلمين صدر اسلام از بين رفته يا در حال از بين رفتن است و اگر تاکنون مانده است، اصول اوليه حفظ آن آثار رعايت نشده است. در خود مسجد النبي نيز مظلوميت پيامبر نمايان است. جائي که او خفته و محلي که او هسته اوليه حکومت اسلامي را بنيان نهاده است ،يعني مسجد اوليه و خانه فاطمه، اکنون تاريک است و گاه در روزنه هايي که مي توان درون را از فاصله اي نگريست، نمي توان چيز روشني ديد. در خانه فاطمه، که تنها در باز به مسجد پيامبر بود، بسته شده و خانه ابي بکر صديق، نه يکي، که سه تا ، در فاصله دورتر و در بين باب السلام و باب الرحمه باز است (خوخه الابوبکر الصديق ). قفسه هايي که درون آن قرآن هاي چاپ فهد قرار دارد، بيشتر اطراف مرقد را پوشانده و چيزي قابل رويت نيست. حتي گاه در اطراف ضريح و بالاتر ، برخي جملات پيامبر (شايد) که به سختي مي توان خط عربي آن را خواند همرنگ ديواره هاي اطراف شده و از نگاهها پنهان داشته شده است. اما جمعه و جماعت و بستن مغازه ها و هجوم به مسجد نيز، نمي دانم اگر گشت شرطه ها و اجبار آنها و به قول برخي از آنها، تعهد گرفتن شان به حضور در نماز نمي بود، وضع چگونه مي بود ؟ در مورد حجاب نيز همين را بايد گفت ، که آنچه در اين اماکن و اين شهرهاي مقدس ديده مي شود با آنچه در صفحه و صحنه تلويزيون و خيابان هاي رياض در جريان است تفاوت دارد و بنابراين به نظر مي رسد که بسياري از اين ظواهر و حفظ آن، به فوران خداداد چاه هاي نفت و همکاري و همفکري سران مذهبي وهابي و قدرتمندان خاندان و وابستگان حاکم سعودي در حفظ قدرت و بلکه نفوذ دامنه آن بر مي گردد. شايد اعتراض و فشار و خواسته عموم مسلمين نيز آنها را واداشته که بخصوص در مورد ظواهر حرمين شريفين اقداماتي را در سالهاي اخير انجام دهند تا به نحوي تفکر بين المللي بودن و بين المللي کردن اداره اين اماکن مقدس را به محاق فراموشي سپارند. بحث در اين نيست که مي توان در قرن 21 نيز سيل حاجيان و زائران را با امکانات سده هاي پيش اداره نمود، چرا که در صورت اداره بين المللي اين اماکن نيز، شايسته است بهترين و بيشترين امکانات رفاهي براي اين امر در نظر گرفته شود. بحث بر سر آن است که عدم توجه به حفظ آثار تاريخي و مذهبي و اثرات و خاطرات مجاهدت هاي پيامبر و صحابه و ياران او و هجوم توسعه شهر و شهرنشيني و اثرات مخرب آن در جهت هدم اين بناها و مخروبه نهادن آنها ؛ و شايد از سوي ديگر، ساخت و ساز مجدد و نوبنياد آنها، اما به گونه اي که نه از آن معنويت ها اثري باشد و نه آدرس و نشانه اي به آن زمان ها داشته باشد، چيزي جز خيانت و يا حداقل ، خدمت ناقص و ناتمام و بي اثر نيست.
نوشته شده در سه شنبه 1388/03/05
توسط مسعود بینش| |


