یادداشتهائی در باره انسان , سازمان و اجتماع
دور باطل است سعي بي صفا رقص بسمل است اين تلاش ها *** يك عمر دويديم و لب چشمه رسيديم اين هروله سعي و صفا را نفروشيد *** دل در تب لبيك تاول زد ولي ما لبيك گفتن را لبي هم تر نكرديم حتي خيال ناي اسماعيل خود را همسايه با تصويري از خنجر نكرديم قيصر امين پور بكوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه مي نگري آندره ژيد ما هيچ ما نگاه سهراب سپهري شيخ ابوسعيد مردي را پرسيد كه چه پيشه داري؟ گفت: خربنده. گفت: خداي خر تو را مرگ دهاد تا بنده خدا باشي! یک شب آتش در نیستانی فتاد سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد شعله تا سرگرم کار خویش شد هر نی ای شمع مزار خویش شد نی به آتش گفت کاین آشوب چیست مر تو را زین سوختن مطلوب چیست گفت آتش بی سبب نفروختم دعوی بی معنیت را سوختم زان که می گفتی نی ام با صد نمود همچنان در بند خود بودی که بود مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است مجذوب علیشاه اگر جاهلي به زبان آوري بر حكيمي غالب آيد عجيب نيست؛ كه سنگي است كه گوهر همي شكند: گر هنرمند از اوباش جفائي بيند تا دل خويش نيازارد و درهم نشود سنگ بدگوهر اگر كاسه زرين بشكست قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود سعدی به انشتین خبر دادند که کتابی به نام صد نویسنده بر علیه او منتشر شده است. او پاسخ داد: چرا یکصد تن! اگر من بر خطا باشم یکی هم کافی است. طلب كاري در زمانه ما معناي مذمومي دارد. طلب كار كسي است كه انگشت اتهامش همواره به سوي ديگران نشانه رفته است. داد و ستد انساني او يك طرفه است و فقط جريان منافع به سمت او زهكشي شده است. چاه دهش او براي ديگران خشك است. او كرمي را از ديگران نمي بيند كه سپاس آن را بگذارد زيرا جز خود را نمي بيند. چشمش هميشه به سوي جلب نظر ديگران باز است و دستش به سوي اخذ متاع ديگران دراز. رشته خواست او از ديگران براي خود انتها ندارد .... در ادبيات عرفاني ما اما، طلب كار باري مثبت و معنائي دلچسب دارد. به زعم برخي عارفان ما، طلب اولين شهر از هفت شهر عشق است كه سالك طريق بايد از آنجا شروع كند. جنبش مبارك آدمي از اين منزل و مرحله آغاز مي شود. وصال هر چيزي پس از طلب آن چيز حاصل مي آيد. تا اراده و طلب و خواستي نباشد و انسان نخواهد و راه نيفتد در مسير قرار نمي گيرد و به مقصد نمي رسد. شرط لازم، طالب بودن آدمي است. برخي عرفا پا را فراتر گذاشته و طلب كاري را شرط كافي نيز دانسته اند و مجموعه سلوك فرد را در مفهوم طلب تفسير كرده اند چرا كه معتقدند سالك طالب بر موانع راه نيز غلبه مي كند و از پا نمي نشيند و از وضع موجود به موقعيت مطلوب مي رسد. فرد و سازماني كه بهترين چشم اندازها را براي خود در نظر مي گيرد اما طلب كار دستيابي به آن نيست راه به جائي نمي برد: اين طلبكارى مبارك جنبشى است اين طلب در راه حق مانعكشى است اين طلب مفتاح مطلوبات توست اين سپاه و نصرت رايات توست هر كه را بينى طلبكار اى پسر يار او شو پيش او انداز سر اين طلب همچون خروسى در صباح مىزند نعره كه مىآيد صباح تو اگر در تپش باغ، خدا را ديدي همت كن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است. سهراب سپهري عادات و فرهنگ و سنن هر قوم و كشور بر آداب ديني تاثير مي گذارد و شكل و شمايل خاصي به آن مي دهد به گونه اي كه مثلا ويژگي هاي نماز و نذر و جماعت و جمعه و غم و شادي و روزه و مناسك و... ايراني ممتاز و متمايز مي شود و مثلا مي توانيم بگوئيم روزه ايراني، نماز جماعت ايراني و.... ماه رمضان در ايران چند مشخصه عمومي يافته كه در بسياري موارد اين مشخصه ها و بهتر است بگويم شاخ و برگ ها و زوائد، اصل و محتواي اين مقطع و فرصت معنوي خودسازي را در محاق قرار داده است: در فرصت مسافرت به خطه آذربایجان، مجالی فراهم شد تا از آثار تاریخی و مکانهای فرهنگی بازدیدی داشته باشم. در تبریز سری به مقبرة الشعراء زدم. در زنجان نیز از مکان قدیمی موسوم به رختشویخانه دیدن کردم. البته این دو مکان هیچ سنخیتی با هم ندارند اما به نظر من یک وجه مشترک در هر دو وجود داشت که قابل توجه است. در محوطه این دو مکان و در فضاهائی محدود، دو موزه شخصی مستقرشده بود: در تبریز و در محوطه مقبرة الشعراء، آثار هنری استاد محمد حسن بهتونی و در زنجان و در جنب رختشویخانه، آثار مرتضی صمیمی فرد. اولی مردی 75 ساله و دومی جوانی 30 ساله. استاد بهتونی حاصل یک عمر تلاش خود را در خلق صدها مجسمه کوچک و بزرگ از آنچه در طبیعت و محیط زندگی ما وجود دارد در مکان محقری گردآورده و در معرض بازدید علاقمندان قرار داده است. مرتضی صمیمی فرد نیز که دانش آموخته تاریخ است از 16 سالگی درصدد جمع آوری مجموعه ای از فسیل ها و آثار تاریخی طبیعی و بعدها سکه ها و عکس ها و آثار تاریخی برآمده و آنها را به عنوان اولین موزه تاریخی زنجان در دو اتاق محقر به نمایش گذاشته است. او جوان بااستعدادی است که در زمینه های متعدد ورزشی و علمی و فرهنگی مورد تقدیر قرار گرفته اما علاقه اش به این کار او را واداشته تا به تعبیر خودش دور از چشم والدین به مرور به گردآوری این آثار باارزش روی آورد. ویژگی مشترکی که به آن اشاره کردم عامل بودن و آرام ننشستن این دو برای تاسیس یک موزه شخصی و عرضه آثار خود به عموم مردم است. ثبت و ضبط آن همه آثار تاریخی در این زمانه و با این مناسبات مردافکن اداری کاری بس دشوار بوده که با اصرار و ابرام آقای صمیمی فرد و به تعبیر خودش گذشتن از هفت خان موانع اداره ارشاد و چندین متولی دیگرصورت گرفته است. به گفته او هنوز 300 سکه تاریخی او که به امانت در بانک نگهداری می شود از شبهه تصرف آن متولیان خارج نشده و به موزه نیامده است. استاد بهتونی نیز در متقاعد کردن متولیان و گرفتن مکانی در محوطه مقبرة الشعراء نیز با این داستان تکراری روبرو بوده است. آن دو اما به کار خود ایمان داشته اند و می خواسته اند دیگران نیز از فیضان هنر و استعداد و تلاش آنها بی نصیب نمانند و برای شهر خود و کشور خود کاری بکنند. تضاد خیره کننده نحوه برخورد و نگهداری و عشق و علاقه نیز در هر دو مکان بین نگاه دولتی و نگاه خصوصی ملموس بود. از یک سو احساس رهاماندن و فقدان نوآوری در مواریثی که داریم و بدست متولیان دولتی به امانت نهاده شده و از سوی دیگر احساس تعلق و جربزه دفاع و انگیزه تاثیرگذاری افرادی در عرضه آثار خود به اجتماع. صمیمی فرد منتظر نماند تا دولت در زنجان موزه ای تاسیس کند و او آثارش را در آنجا به نمایش بگذارد. او خود اولین موزه شخصی را در آنجا دایر کرد. استاد بهتونی نیز منتظر ارسال کارت دعوت از سوی متولیان نماند. اگر آن دو عامل نبودند امروز شاهد این آثار و این تاثیرات نبودیم.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/04
توسط مسعود بینش| |
نوشته شده در سه شنبه 1388/08/26
توسط مسعود بینش| |
نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/13
توسط مسعود بینش| |
نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19
توسط مسعود بینش| |
نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15
توسط مسعود بینش| |
نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15
توسط مسعود بینش| |
نوشته شده در شنبه 1388/06/07
توسط مسعود بینش| |
نوشته شده در یکشنبه 1388/06/01
توسط مسعود بینش| |
ماه رمضان ماه روزه است و ظاهر مسلم روزه، نخوردن. پس اين ماه با 11 ماه ديگر سال حداقل بايد اين تغيير را در بر داشته باشد كه خورد و خوراك و مصرف كمتر شود. اين قاعده اما در ايران كاملا برعكس است! از هفته ها مانده به اين ماه گوشت و مرغ و ميوه و نان و هر چه خوراكي است كمياب و گران مي شود. وله تقاضا مزيد علت مي شود و وعده هاي مسئولين در زمينه پر بودن انبارها از خوراكي ها براي رفع هراس روزه داران و بالاخره همه چيز دست به دست هم مي دهد تا در مشغله هاي روزمره زندگي، همگان ورود رمضان را از طريق موضوع گوشت و مرغ بفهمند!
در عمل نيز پس از ورود به اين ماه و طي آن، مصرف و تنوع مصرف افزون مي شود و سه وعده معمول خوردني ها به چند وعده مفصل و متصل در فاصله افطار تا سحر تبديل مي شود و وزن كره زمين در خاك ايران پس از اين ماه به دليل افزايش وزن مومنان روزه دار ايراني اندكي افزايش مي يابد!
كل ماه كه بدان سان مي گذرد. در ابتدا و انتهاي ماه نيز از طريق بازي قايم باشك با هلال نازك اندام ماه عشوه گر همه متوجه مي شوند كه ماه ميخواهد بيايد يا قصد دارد برود. گوئي ماه فرصت طلب، بي توجهي 11 ماهه مومنان به رفت و آمدش در ايران را چنين تلافي مي كند!
ماه رمضان در بيشتر كشورهاي اسلامي واقعا مبارك انگاشته مي شود يعني بركت و شادي و سرور را مي توان از چهره انسان ها و ظاهر شهرها براحتي درك كرد. تفاوت اين ماه خود را به رخ هر بيننده اي مي كشد. در ايران اما سستي و بي حالي و بي رمقي و غم و غصه و انتظار گذر ساعات عيان است و ظاهرا بيشتر مباركي نصيب جيب فروشندگان و عرضه كنندگان خورد و خوراك مردم مي شود.
منطق خلاقانه! و مبتكرانه! كاهش ساعات كار دولتي از كدام ذهن نوآور تراوش كرده نمي دانم. اين كه يك عده خاص از مردم كه حقوقشان را جهت خدمت به مردم از همان مردم مي گيرند بتوانند با دستورالعمل عده اي كه اين حقوق به امانت نزد آنهاست ساعت ها از كار خود بزنند و آن هم با اين توجيه كه كاستي خدمت به خلق قرار است از طريق عبادت خدا جبران شود از آن ويژگيهاي ناب رمضان ايراني است كه نه با عقل و نه شرع و نه تاريخ و نه زمان و نه توسعه و نه حتي مصلحت نمي خواند.
......
نوشته شده در دوشنبه 1388/05/26
توسط مسعود بینش| |
نوشته شده در جمعه 1388/05/23
توسط مسعود بینش| |


