تبليغاتX
چیز دیگر
چیز دیگر

یادداشتهائی در باره انسان , سازمان و اجتماع

"هنوز پائيز" عنوان نخستين دفتر شعري است كه از خانم مينا معمار طلوعي در آغاز بهار 1388 توسط انتشارت نوربخش منتشر شده است. نيمي از حجم 87 صفحه اي كتاب به غزل و نيم ديگر به قالب هاي نو شعر اختصاص دارد. عنوان اين دفتر شعر و طرح و رنگ آميزي جلد كتاب، حال و هواي پائيز را به رخ مي كشد و وقتي مقدمه زيباي شاعر را مي خواني به نيكي درمي يابي كه او زلفي با پائيز گره زده و از پنجره پائيز به هستي مي نگرد.

قلم زيباي او در مقدمه چنان واژه ها را در ترسيم صورت خيال پائيز به استخدام مي گيرد كه خواننده حس غريب قدم زدن در باغ و پا نهادن بر برگ هاي زرد و خشكيده پائيزي و شنيدن صداي رازآلود آن را در خود مي يابد:

از نو شكفت ياد تو در باغ گفت و گو

رفتي و مانده دلم گرم جست و جو

گل كرده غربت نيزار حسرتم

با عطر خاطره در هاي و هوي تو

از لابلاي صداي خش خش برگ واژه ها در باغ گقت و گو، خواننده درمي يابد كه ساقه هاي ترد و نازك شعر از سنين نوجواني به سراغ شاعر آمده و با باغباني پدر نمو يافته است. شعر نزد او حرف اول را مي زده و حتي بيست كارنامه هايش در برابرش رنگي نداشته است. او از ساعت ها خيره شدن به يك درخت مي تواند خلوتي پرهياهو بسازد و هنوز بي اختيار پشت هر پنجره اي منتظر بماند. او "هنوز، پائيز" را انتظار مي كشد. طرفه آنكه "هنوز پائيز" او در ابتداي بهار مي رويد، در نگاه او اما، معيار گذر زمان فصل پائيز است و از اين رو فرصت درك پائيزهائي ديگر را از خداي شعر و شعور و عشق مي خواهد:

شب هاي پائيزي غم انگيزند

غم هاي پائيزي دل انگيزند

در بارش چشمان باراني

گلواژه هاي عشق لبريزند

شاعر حتي گل هاي زرد قالي را با پائيز پيوند مي زند:

كسي باور ندارد زردي گل هاي قالي را

و پائيزي كه آورده است با خود شاخه هاي زرد و خالي را

او از پنجره بهار نيز به انتظار درآمدن پائيز دل انگيز نشسته است:

به همه فصل ها قول داده ام

كه توالي لحظه هايم را

به توالي قانون آنها بسپارم

امشب

با تكرار سكوت بهار

دور از چشم فصل ها

ترانه پائيز را زمزمه خواهم كرد

جاي شكرش باقي ست

كه هنوز هم

         غربت هر پنجره اي

شعر پائيز را برايم مي خواند

پنجره را بگشاي

شعري تازه گفته ام

پائيز در راه است

مجموعه شعر "هنوز پائيز" نشان داد كه واژه هاي صميمي و لطيف و آسماني شعر، هر چند چون گوهردانه هايی در نهان ضمير شاعر سر در نقاب پائيز كرده باشد اما باد صباي بهاري در نهايت آنها را مي پرورد و از حجم ذهن و دل شاعر به خط اوراق معرفت بشري بيرون درمي كشد تا در بهاران، "هنوز پائيز" را به نظاره بنشینیم و کسی به یادمان بیاورد که: الذي اخرج المرعي فجعله غثاء احوي.  

 

نوشته شده در شنبه 1388/01/08 توسط مسعود بینش| |

كتاب جديد استاد ارجمند جناب آقاي دكتر خاكي از دست محبوب ايشان به دستم رسيد. با شناختي كه از سابقه پيشين از جناب ايشان داشتم توقع مي داشتم كه اين اثر پسين نيز رنگ و بوئي از نوآوري و ابتكار را در كار آورده باشد و مباحث نو و قابل تاملي را مطرح كرده باشد. سرشتي كه از ايشان مي شناسم همين است و در نگاه اول نيز ديدم كه جز اين نيز نبود:

اين سابقه پيشين تا روز پسين باشد

کتاب "موردكاوي؛ آزمايشگاهي براي تجربه هاي سازماني" اين اثر جديد است كه ضمن پرداختن به جايگاه و اهميت موردكاوي در فرايندهاي يادگيري سازماني، موارد متعددي از موردكاوي ها را در اختيار قرار داده است. حدود 15 سال پيش بود كه ايشان با نوشتن و ارائه كتاب "موردكاوي و موردنگاري در مديريت" فضل تقدم در ورود به اين عرصه بكر و تاثيرگذار دانش مديريتي را از آن خود كرد. اكنون اين كتاب نويدي است كه ذهن وضمير ايشان در اين مدت نسبتا طولاني دغدغه اين كار را همچنان داشته و به تكميل آن همت گماشته و حوزه هاي عيني بيشتري را درنورديده و حاصل اين زحمات را به جامعه علمي و صنعتي كشور عرضه كرده است.

در مقدمه اي كه جناب استاد با قلم شيوا و نكته بين خود آورده اند با مقايسه علم مديريت و علم پزشكي به اين نكته اشاره كرده اند كه اهميت موردكاوي در مديريت در حد اهميت تجربه هاي باليني براي يك پزشك است. موردكاوي يك فرايند ذهني براي حل مسائل واقعي است.

اين كتاب را تا خواندن كامل آن، كتاب باليني (همان كتاب بالشي! كتابي كه انسان با آن انس و الفت مي گيرد، يعني كتاب بالاسر رختخواب براي مطالعه شبانه) خود قرار خواهم داد و آموزه هايم را از آن با دوستان در ميان خواهم نهاد. با آرزوي سلامتي استاد و توفيقات بيشتر ايشان در استخراج و تصفيه و عرضه داشت منابع  فرهنگي و علمي و مديريتي به جامعه تشنه و مشتاق و منتظر.

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/15 توسط مسعود بینش| |